
سراغ زندگی را از زمین گرفت او آسمان را نشان داد
سراغ زندگی را از ماه گرفت او خورشید را نشان داد
سراغ زندگی را از رود گرفت او دریا را نشان داد
سراغ زندگی را از باد گرفت او طوفان را نشان داد
سراغ زندگی را از قطره گرفت او باران را نشان داد
سراغ زندگی را از شب گرفت او روز را نشان داد
سراغ زندگی را از گل گرفت او باغ را نشان داد
سراغ زندگی را از عقل گرفت او قلب را نشان داد
سراغ زندگی را از قلب گرفت او عشق را نشان داد
.
لطفا نظر بدهید
خوشبخی یعنی دویدن حرف های پشت سکوت، خاموش کردن شمع غرور با یه فوت. خوشبختی یعنی دیدن نقاش بال شاپرک ، خوندن آرزوها توی دست قاصدک حس کردن تشنه لبی تو یه لیوان آب یخ لمس مردن خاطره ها چه شیرین و چه تلخ . خوشبختی یعنی سفر پشت پرچین خیال دیدن چشمای تر. رها شدن تو لحظه ها ز هست و نیست مثل یه پر. خوشبختی یعنی شنیدن اسم یه دوست از لب باد وقتی که دوره و فاصله ها اونو برده از یاد. خوشبختی یعنی نقش کلید باش یه قفل واسه در مونده راه، راه عبور باش مثل یه پل. چه خوبه دل به دریا بزنی اگه دل دریایی داشته باشی می بردت اونجایی که خوشبختی باشه
آمدنت رویا .... بودنت خاطره .... رفتنت فاجعه.![]()
دلم برای تـــو تنگ است و یادگار نگاهت در عمق آرزو جاریست هنوز هم امید حضورت ، در آینه ها پیداست همیشه ، صفای وجودت ، کنــــار من خالیست هنوز هجوم خيالت به قلب من ماندست ، هنوز حضور تــــــــو در بی انتهای خیال من، باقیست همیشه یادگارنگاهت ، برای بیکران تنهایی من، کافیست ! دلم برای تـــــــو تنگ است.......![]()