تبليغاتX
دوست داشتن
با من بیا / کجاست آخر دنیا

با من پا به پای عمر بیا !

بودن و به انتها رسیدن  هنوز بهترین است

که ابتدای زندگی بهر رسیدن به انتها بنا شده است.

Grow old along with me

The best is yet to be

The last of life fore which the first was made

**********

 منم نواده حوا  / کجاست قدرت چیدن ؟ / کجاست بال رهایی / کجاست شوق پریدن ؟ / در این  زمین گل آلود / کجاست عزم دویدن؟ / بگو حقیقت من کو / در این هزاره مغشوش / کجاست مستی خیام / کجاست ساقی مدهوش؟ / کجاست رندی حافظ / کجاست گرمی آغوش؟/ بگو رسالت من چیست / دراین زمانه سنگین / چگونه نغمه بپاشم / بر این جماعت رنگین / چگونه گریه نباشم / از این تبسم ننگین / کجاست قلب تپیدن / کجاست باور فردا؟ / کجاست وسعت دیدن / کجاست پاکی دریا ؟ / کجاست راه رسیدن / کجاست آخر دنیا؟

نوشته شده توسط سارا در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 2:16 | لینک ثابت |

دیوانه وار دوستت دارم
سلام دوستان:

نمیدونم چه جوری باید شروع کنم اما میدونم تاخیرم زیاد شده نمی خوام بگم گرفتار بودم و ازاین حرفا اما یه دلیل محکم برای این تاخیر دارم کسی که باید بدونه می دونه . حالا دلیل تاخیر بماند مهم اینه که من دوباره اومدم و می خوام این وبلاگ رو راه بندازم و حرفای دلم و رو دوباره اینجا بنویسم و به راهنمایی و حمایت عشقم(که دلیل ساختن این وبلاگ هست) و شما احتیاج دارم .

**********

 

خدایا

از عشق امروزمان برای فرداهایی که فراموش می کنیم

عاشق بوده ایم قدری کنار بگذار

   به قدر یک مشت

              به قدر یک لبخند

                  تافراموش نکنیم

                        عاشق بوده ایم

                              تا عاشق بمانیم و

                                        عاشق بمیریم

                                                                            ( دکتر علی شریعتی)

                                                  *********

وقتي اعتماد ِمن از ريسمانِ سستِ عدالت آويزان بود،

و در تمامِ شهر،

قلبِ چراغ هاي مرا تکه تکه مي کردند....

وقتي که چشم هايِ کودکانه ی عشق ِ مرا،

با دستمالِ تيره یِ قانون مي بستند....

و از شقيقه هايِ مضطربِ آرزويِ من ،

فواره هايِ خون به بيرون مي پاشيد...

چيزي نبود!هيچ چيز بجز تيک تاکِ ساعت ديواري !!!

دريافتم : بايد، بايد، بايد

ديوانه وار ،دوستت بدارم ...

                     نظر بدین

نوشته شده توسط سارا در دوشنبه هفتم بهمن 1387 ساعت 3:24 | لینک ثابت |

عشق تو

بر روی شن های ساحل نوشتم...

بر تنه ی سخت درختان نوشتم...

در دفتر یادبود دوستان نوشتم...

آب شن ها را شست....

باد درختان را شکست....

دفتر یادبود دوستان پاره شد....

ولی هیچ چیز نمي تواند..

نام تو..

یاد تو..

و عشق تو را از یاد من ببرد...

*********

من سکوتم تو ترانه من یه فانوس تو زبانه من نگاهی مات و گنگم تونگاهی عاشقانه من یه زخمم تو یه مرهم من به ندرت تو دمادم من یه باغ گر گرفته تو مثل نزول شبنم من و تو دو تا مسافر توی شهر قصه ها من وتو ترانه خون جاده های بی صدا.

نوشته شده توسط سارا در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 2:11 | لینک ثابت |

دلتنگ

 

دلم گرفته به اندازه تمام دلتنگی های عالم امشب در خلوت تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم

 

شیشه ی قلبم آنقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری میشکند

 

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو میرساند تا بدانی که بی تو چه میکشم...

 

کاش قاصدک به تو میگفت که در غیاب تو رودی از اشک به راه انداخته ام

 

دلم میخواهد فریاد بزنم ولی کلمه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریادم منعکس کند

 

فریادی در نهایت سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام...

 

دلم به درد می آید که سر نوشت رابه نظاره می نشینم ،کاش می شد پرواز کنم...

 

پروازی بی انتها تا رسیدن به ابدیت ،کاش می شد در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا کنم

نوشته شده توسط سارا در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 2:13 | لینک ثابت |

سراغ زندگی

 سراغ زندگی را از زمین گرفت او آسمان را نشان داد

سراغ زندگی را از ماه گرفت او خورشید را نشان داد

سراغ زندگی را از رود گرفت او دریا را نشان داد

سراغ زندگی را از باد گرفت او طوفان را نشان داد

سراغ زندگی را از قطره گرفت او باران را نشان داد

سراغ زندگی را از شب گرفت او روز را نشان داد

سراغ زندگی را از گل گرفت او باغ را نشان داد

سراغ زندگی را از عقل گرفت او قلب را نشان داد

سراغ زندگی را از قلب گرفت او عشق را نشان داد.

 

لطفا نظر بدهید

 

 

نوشته شده توسط سارا در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 2:6 | لینک ثابت |